بررسی کلام مغلوب در معارف بهاءولد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 (استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل)

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل

چکیده

آثار منظوم و منثور صوفیان را بر اساس نوع معرفت، به دو دسته می­توان تقسیم کرد؛ معرفت شخصی و شهودی و معرفت رسمی و سازمان­یافته. برخی از صوفیه در آثار خود از این دو نوع معرفت، تحت عنوان کلام متمکن و کلام مغلوب، یاد کرده­اند. کلام متمکن از روی آگاهی و از نوع متن­های رسمی و مدرسی بوده‌اند و معنا را شفاف بیان می­کنند و هدف از نگارش آن تثبیت و تعلیم سنت­ها و آداب صوفیان و حاصل دانش قراردادی آنهاست؛ اما کلام مغلوب حاصل تجربه­های درونی و دریافت‌های شخصی است و معنا در آن پوشیده و تأویل­پذیر است و هدف از نگارش آن، بیان تجربه­های شهودی و دریافت­های درونی و شخصی در لحظات شور و وجد و حال است. یکی از نثرهای صوفیانه -که در آن ویژگی­ها و عناصر کلام مغلوب به خوبی احساس می­شود- کتاب معارف بهاء ولد است. این کتاب، تنها اثر برجای مانده از محمدبن­حسین خطیبی بلخی معروف به بهاءولد، پدر مولوی، است که نویسنده در آن به بیان افکار، رؤیاها و احوال درونی خویش در لحظات اوج هیجان­های عاطفی، پرداخته است. غلبة زبان استعاری، ابهام، تأویل­پذیری و پراکنش معنایی در سراسر این کتاب، آن را در حیطة کلام مغلوب قرار می­دهد که در این نوشتار مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می­گیرد.

کلیدواژه‌ها