ایده جهان هولوگرافیکی در مثنوی و کلیات شمس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

چکیده

جهان هولوگرافیکی، ایده­ای است که در قرن بیستم، توسط بوهم (1930) فیزیکدان دانشگاه لندن و کارل پریبرام (دردهة 1960) مطرح گردید. این مقاله، به بررسی و مقایسه جهان هولوگرافیکی و ویژگی­های آن در آثار مولوی (مثنوی و کلیات شمس­) و ارتباط آن با فرضیه­ی مُثُل افلاطونی و بیان شباهت­ها و اختلاف­های میان آنها، می‌پردازد. در پایان، به نتیجه­ای مبنی بر تأیید وجود ایده­ی جهان هولوگرافیکی در آثار مولوی - که تحت تأثیر اندیشه­ی شهودی، این جنبه از واقعیت را دریافته- رسیده است و این که فرضیه­ی مُثُل افلاطون، تنها به بخشی از این ایده شباهت دارد. بنا­بر­این ایده­ی مولوی به نظریه­ی جهان هولوگرافیکی، بیشتر شباهت دارد تا فرضیه­ی افلاطون. بنیانگذاران و پردازندگان این ایده، هم به این نکته اشاره کرده­اند که قرن­ها پیش عارفان ایرانی تحت تأثیر اندیشه­ی شهودی، این جنبه از واقعیت را دریافته­اند.

کلیدواژه‌ها