تقابل و تشابه انسان و کوه در آثار مولوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

در جهان­بینی مولوی، «انسان» یکی از محوری­ترین مسائل است و باقی آفرینش حول او و هدفش می­چرخد. در کنار آن، در رشته­ی جمادات، «کوه» یکی از برجسته­ترین موجودات عالَم، و در همه­ی اساطیر و ادیان الهی و غیرالهی مکانی مهم و مقدس به شمار می­آید. در آثار مولوی نیز کوه از رمزهای کلان و حاوی تصویرپردازی­های بدیع است. پرسش این پژوهش آن است که در آثار مولوی کوه و انسان چه تقابل­ها، تشابه­ها و اتصال­هایی با یکدیگر دارند؟ در سیر طولی آفرینش، در سه زمانِ آغازه، میانه و واپسین رخداد(آخرت)، چند کلان­ماجرا بین انسان و کوه رخ می­دهد؛ آغاز آن پذیرش و ابا است؛ انسان امانت الهی را می­پذیرد و کوه سر باز می­زند. در میانه،­ انسان و کوه با امر تجلی رو به رو می­شوند و خداوند بر هر دو متجلّی می­شود. در انتها نیز فنای عارف و فنای کوه هر کدام به شیوه­ای متفاوت صورت می­گیرد؛ انسان و کوه در این سیر طولی، گاه در تقابل، گاه هم­عرض و گاهی نیز در تصویرسازی هنرمندانه­ی شاعر در یک پیکره قرار می­گیرند. این مقاله در سه بخش اصلی شکل یافته است؛ مجموعه­ی تقابل­ها، مجموعه­ی تشابه­ها و در آخر اتصال انسان و کوه در زبانی رمزوار.

کلیدواژه‌ها